برای دههها، یکی از قدرتمندترین مردان ایران بدون داشتن عنوانی رسمی حکومت کرده است.
نام او مجتبی خامنهای است.
فرزند رهبر جمهوری اسلامی ایران، مجتبی بخش عمدهای از زندگی خود را دور از نگاه عموم گذرانده است. او به ندرت سخن میگوید. هیچ سمت رسمی در اختیار ندارد. با این حال، در پس دیوارهای بیت رهبری در تهران، او بهطور پنهانی در شکلدهی به سازوکار سیاسی جمهوری اسلامی نقش داشته است—بر انتخابات تأثیر گذاشته، وفاداری در درون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تقویت کرده و شبکهای از قدرت ایجاد کرده که تا حد زیادی از نظارت عمومی به دور مانده است.
وارث خونین» نخستین روایت جامع از این است که چگونه این چهرهی سایهنشین به جایگاهی برجسته رسید و چرا ممکن است به تأثیرگذارترین رهبر ایران در دهههای اخیر تبدیل شود.
این کتاب با تکیه بر طیف گستردهای از منابع فارسی، عربی و انگلیسی، مسیر مجتبی خامنهای را از فرزند یک روحانی انقلابی تا مردی که بسیاری او را معمار پنهان دولت ایران میدانند، دنبال میکند. همچنین به شبکههای وفاداری شکلگرفته در دوران جنگ ایران و عراق، رقابتها و دسیسههای سیاسی در حلقهی نزدیکان رهبر، و کشمکشهای پنهانی که بیش از سی سال رهبری ایران را تعریف کردهاند، میپردازد.
در هستهی خود، این کتاب صرفاً یک زندگینامه نیست
بلکه کاوشی است در اینکه قدرت در ایران معاصر چگونه عمل میکند—اینکه اقتدار چگونه پشت درهای بسته انباشته میشود، چگونه مخالفتها مهار میگردد، و چگونه نظامی که به نام انقلاب بنا شد، به یکی از محافظتشدهترین ساختارهای سیاسی جهان تبدیل شد.
نویسندهی این اثر، یک ایرانی است که برای حفظ امنیت خانوادهاش ناچار به ناشناس ماندن است. «وارث خونین» هم یک تحقیق مستند است و هم شهادتی از سوی کسی که پیامدهای این نظام را از نزدیک تجربه کرده است.
این کتاب به بیشمار ایرانی تقدیم شده است که خواهان شنیدهشدن بودهاند، اغلب با هزینهای سنگین.
و پرسشی را مطرح میکند که پاسخ آن ممکن است آیندهی خاورمیانه را رقم بزند:
چه رخ خواهد داد وقتی مردی که از سایهها حکومت کرده، سرانجام پا به روشنایی بگذارد؟

